Logo
وبلاگ
وبلاگ

خلاصه ای از مطالب

وبلاگ

واقعیتهای بازاریابی‌شبکه‌ای یا نتورک‌مارکتینگ در ایران

ثروتمند شدن در مدت کوتاه، درآمد میلیونی ماهانه فقط با روزی چندساعت کار و … . اینها تبلیغاتی است که بارها و بارها شنیده ایم. ممکن است هر از گاهی هم از روی کنجکاوی دنبال تجربه و انجام این راه ها رفته باشیم؛ پیشنهادها و تبلیغات دلفریبی که عقل از سر ماها مخصوصا جوانها و افراد کم حوصله و پر توقع می‌برد.

یکی از مدلهای بازاریابی و تجارت که از سال ۱۳۹۰ وارد ایران نیز شد و حتی جنبه قانونی پیدا کرد، بازاریابی چند سطحی یا شبکه ای بود. مدل فروش بازاریابی شبکه ای که شباهت هایی به مدل های شرکت های هرمی داشت مورد بحث و مناقشات فراوانی بود و عده ای نیز با هدف کسب درآمد فراوان به این کسب و کار وارد شدند.
از قدیم الایام ضرب المثلهایی بوده مثل: غوره نشده، مویز شدی؟ یا میخوای یک شبه راه صد ساله رو بری؟ یا این ره که تو میروی به ترکستان است! و … مطمئنا همگی میدانیم آنهایی که این راه را میروند بالاخره سر از ناکجا آباد درمی‌آورند. کاری که با نام نو و مدرن «نتورک‌مارکتینگ» یا «بازاریابی‌شبکه‌ای» شناخته می شود. اما در پشت پرده این نام شیک و اغوا کننده چیست؟

بازاریابی‌شبکه ای چیست؟

بازاریابی چندسطحی (Multi Level Marketing) یک استراتژی بازاریابی فروش مستقیم است که در آن بازاریاب علاوه بر پادادشی که بابت فروش مستقیم محصول دریافت می کند بابت فروش افرادی که توسط او استخدام شده اند نیز درآمد کسب می کند. افرادی که توسط بازاریاب استخدام شده اند، زیرمجموعه ی او نامیده می شوند و شخص بازاریاب بابت فروشی که زیرمجموعه های او داشته اند نیز پاداش دریافت می کند. این زیرمجموعه ها می توانند تا چندسطح نیز ادامه داشته باشند. فرد بازاریاب با داشتن زیرمجموعه های بیشتر می تواند سود بیشتری کسب کند.

نتورک‌مارکتینگ چیست؟

Network Marketing یا همان بازاریابی شبکه‌ای، شیوه‌ای برای ارائه محصولات مورد نیاز مردم است؛ مبدع این نوع فروش محصولات، ایالات متحده آمریکا است که در دهه ۱۹۴۰میلادی شرکت‌های هرمی را تاسیس کرد. کارکرد شرکت‌های هرمی به این صورت است که فرد ابتدا در این شرکت‌ها عضو می‌شود و به ازای مقدار خریدی که طی بازه زمانی مشخص (مثلا یکماه) انجام می‌دهد درصدی را به عنوان پورسانت از آنِ خود می‌کند که این درصد با توجه به مقدار خرید، متفاوت است.

عضوگیری و تصاعد

در شرکت های بازاریابی شبکه ای هر بازاریاب اگر به دنبال درآمد بالا است باید فروشندگان دیگری را تحت عنوان زیرمجموعه به شبکه خود اضافه کند. در حالت نظری هر بازاریاب اگر دو نفر را به عنوان زیرمجموعه اضافه کند و هر کدام از زیر مجموعه های او نیز دو نفر را اضافه کنند او ۴ نفر زیرشاخه رده دوم دارد. حالا اگر همین روند ادامه یابد او ۸ نفر زیرشاخه رده سوم و ۱۶ نفر زیرشاخه رده چهارم دارد. اگر زیرشاخه ها کماکان به عضوگیری ادامه دهند این مجموعه به صورت تصاعدی رشد می کند و اعضای زیادی به این مجموعه اضافه می شوند. به بیان دیگر راه دیگر پورسانت گرفتن از بازاریابی شبکه‌ای، عضوگیری و تیم‌سازی است؛ مثلا فردی پس از مدتی کار کردن، یک تا سه نفر را زیرمجموعه خود قرار می‌دهد و آنان نیز به همین ترتیب افرادی را وارد مجموعه خود می‌کنند و این روند تا جایی که در پلن درآمدزایی شرکت مشخص شده ادامه می‌یابد و فرد لیدر (بالادستی) از فروش زیر مجموعه‌هایش نیز کسب درآمد می‌کند.

بازاریابی‌شبکه ای چگونه کار می کند؟

در این مدل از فروش، بازاریاب علاوه بر این که مستقیما محصول خود را با استفاده از نمونه کالاها به مشتری نهایی می فروشد باید دیگر مشتریان را تشویق کند تا به مجموعه فروشندگان شرکت بپیوندند. اساس کار بازاریابی شبکه ای فروش محصول توسط مشتریان راضی از محصول است. بنیاد بازاریابی شبکه ای بر رضایت مشتری از محصول و تبلیغ دهانی و شفاهی محصول توسط مشتریان است. از همین رو محصولاتی که در بازاریابی شبکه ای به فروش می رسند باید کیفیت بالایی داشته باشند.

تفاوت با شرکت‌های‌هرمی

تجارت هرمی که در اغلب کشورهای جهان غیرقانونی اعلام شده است بدین صورت کار می کند که اعضاء متعهد می شوند علاوه بر سرمایه گذاری در شرکت اعضای جدیدی را به عضویت در شرکت برسانند که آنها نیز سرمایه گذاری کنند. درشرکتهای هرمی چیزی خریده یا فروخته نمی شود و تنها اعضاء به دنبال جذب عضوهای جدید هستند. حال آنکه در شرکتهای بازاریابی شبکه ای هر بازاریاب در اولویت اول باید محصول خود را بفروشد و در اولویت بعدی به جذب بازاریاب های جدید اقدام کند.

بازاریابی‌شبکه‌ای در ایران

از آغاز دهه هزار و سیصد و نود، بازاریابی شبکه‌ای در ایران به شکلی قانونی شروع به فعالیت کرد. (البته قانونی که هنوز مصوب مجلس نشده و مورد تایید شورای نگهبان نرسیده است و قانون داخلی وزارت صنعت و معدن است) تعداد این شرکت‌ها هم اکنون بیش از ۱۰ تا می‌باشد و لیست آن در سایت ایران‌هشدار موجود می‌باشد.

افراد صرفا مصرف کننده می شوند!

اجناس این شرکت‌ها غالبا وارداتی هستند و اگر هم ایرانی باشند باز هم اعضای شاغل در شرکت، هیچ مالکیتی در آن ندارند و فقط خریدار و مصرف کننده آنان هستند در حالی که فکر می‌کنند فروشنده هستند؛ چرا که برای ارائه محصول به دیگران حتما باید آنان را خریداری کنند و چیزی به نام “تست” وجود ندارد. همچنین از بیمه هم خبری نیست و در صورت تعطیلی شرکت به هر دلیلی، دست مردم به جایی بند نخواهد بود و هیچگونه خسارتی به آنان داده نخواهد شد و این یعنی امنیت شغلی و مزایا، چیزی در حد صفر.

تیم‌سازی؛ تنها شرط بقا

در این نوع کار، افراد هیچگونه مالکیت و درآمد ثابتی ندارند و باید همواره محصولات شرکت را خریداری و مصرف کنند. از آنجا که هر خانواده مصرف مشخصی دارد پس شخص شاغل در این کار مجبور می‌شود وارد بازار مصرف اقوام درجه یک و دوستان صمیمی خود هم بشود؛ چرا که آنان به او اعتماد دارند و برای یک بار هم که شده مایحتاج خود را از او می‌خرند اما نیازهای آنان نیز حدی دارد. از طرفی بازار سرد هم با توجه به قیمت بالای محصولات، کیفیت نه چندان مناسب اجناس و همچنین ناشناخته بودن برندها، دست رد به سینه آنان میزند. پس فرد مجبور می‌شود برای پورسانت گرفتن هرچه بیشتر، به عضوگیری و به اصطلاح تیم‌سازی روی بیاورد؛ بلکه بتواند از خرید زیرمجموعه‌هایش پولی به جیب بزند.

مسئله اشباع و سهم بازار

در بالا ذکر شد که با در نظر گرفتن مسئله تصاعد و رشد نمایی تعداد زیرشاخه های هر نفر می توان به سرعت تعداد زیادی مشتری و در واقع تعداد زیادی فروشنده جذب کرد اما در جهان واقعی این امر ممکن است؟ اگر تعداد زیرشاخه های هر نفر را ۴ نفر در نظر بگیریم و نفر اول ده لایه زیرشاخه داشته باشد رقم باور نکردنی یک میلیون و نفر می رسیم. آیا یک شرکت بازاریابی با حوزه محدود کاری و محصولات تخصصی می تواند یک میلیون بازاریاب داشته باشد؟ مسئله ای که در این مورد شرکت با آن روبه رو میشود مسئله اشباع بازار است. پس از مدتی بازاریاب های جدید که قصد دارند زیرشاخه بگیرند با افرادی روبه رو می شوند که یا قبلا عضو شده اند یا قبلا به آنها پیشنهاد داده شده و مورد توجه آنها قرار نگرفته است. در این زمان جذب عضو جدید و فروشنده اضافی برای اعضای جدید ممکن نیست و مجموعه با اشباع و رکود مواجه می شود.
در اکثر شرکت های بازاریابی برای اینکه افراد به عضویت ترغیب شوند به آنها گفته می شود که برای فروش محصول مشکلی نخواهند داشت و اکثر مردم راغب به خرید محصول شما هستند. این جمله در ظاهر مشکلی ندارد اما وقتی در نظر بگیرید با افزایش شمار فروشندگان، عرضه کنندگان زیادی قصد عرضه محصول را دارند دیگر کشش بازار به پایان می رسد و رغبتی برای خرید این محصولات وجود نخواهد داشت.
قانون پایه ای عرضه و تقاضا در اقتصاد بیان می کند که با افزایش عرضه تقاضا کاهش می یابد، حال در این مدل با افزایش تعداد فروشندگان عرضه محصول زیادی می شود اما به این نکته اساسی در بازار توجه نشده است که هیچ محصولی نمی تواند تمام سهم بازار را به دست آورد. یک محصول هر چقدر هم که با کیفیت، پیشرفته و خلاقانه باشد باز هم سهم محدودی از بازار را می تواند دردست بگیرد. با در نظر گرفتن این نکته ساده و توجه به اصل عرضه و تقاضا واضح است که بازار پس از مدتی به تعداد فراوان فروشندگان پاسخ مثبت نمی دهد و سرانجام جلوی رشد نمایی این هرم را می گیرد. اما وقتی رشد هرم متوقف شود چه اتفاقی رخ می دهد؟

وقتی هرم فرو می ریزد!

وقتی هرم به حداکثر رشد خود برسد و تعداد بازاریاب ها از حد کشش بازار عبور کند تعداد زیادی بازاریاب تازه کار که قصد کسب درآمد دارند نمی توانند فروش خوبی داشته باشند، اما سرشاخه ها که از سهم فروش تعداد افراد زیادی از زیرشاخه های خود بهره می برند آسیبی نمی بینند. بدین ترتیب پس از مدتی سود زیادی عاید عامه فروشندگان نمی شود اما سرشاخه ها که تعداد آنها زیاد نیست سودهای کلانی می برند.

شعارهایی که هیچگاه در واقعیت تحقق نخواهند یافت!

با قاطعیت میتوان گفت همه کسانی که وارد این کار میشوند جوانانی هستند که یا طاقت زحمت کشیدن را ندارند و یا خواهان پولدار شدن در کوتاه‌ترین زمان ممکن هستند. دبیرستانی‌ها، دانشجویان و کسانی که به تازگی فارغ‌التحصیل شده‌اند طعمه‌های این شرکت‌های هرمی هستند.
لیدرهای این شرکت‌ها با ترسیم الگویی به ظاهر ساده به راحتی جوانان را مجذوب می‌کنند. طبقه گفته آنان اگر شخصی در پایان ماه نخست سه زیرمجموعه داشته باشد و آنان نیز هر یک در انتهای ماه اول سه زیرمجموعه بگیرند پس طی شش ماه تیم آن فرد به ۱۰۹۲ میرسد. حال اگر این تیم ریزش نیز داشته باشد و هر کدام از آنان بتوانند مثلا ۱۰۰ هزار تومان خرید کنند پول هنگفتی به دست خواهد آمد. حال اگر این روند ادامه یابد فرد می‌تواند به سرعت به درآمد ماهانه میلیونی برسد و …

همچنین لیدرها با گفتن جملاتی نظیر: ” این کار با گلدکوئست فرق داره، چون قانونیه “، ” برو از سایت ایران هشدار استعلام بگیر “، “ما تحت نظر وزارت صنعت و معدن، وزارت‌اطلاعات و نیروی‌انتظامی هستیم.” ، ” ما تمام راهکارها و کلاس‌های فروش محصول رو رایگان در اختیارت قرار میدیم” و… اعتماد مردم را کاملا جلب می‌کنند و با دادن وعده‌های واهی، آنان را در رویاهایشان غرق می‌کنند و فرصتی برای تعقل به ایشان نمی‌دهند.

معرف های بازاریابی شبکه ای برای جذب افراد جدید به عنوان فروشنده علاوه بر استفاده از تکنیک های کلامی و انگیزشی با وعده درآمدهای بالا به جذب فروشنده اقدام می کنند. آنها با مثال زدن درآمد های چشمگیر سرشاخه ها و بازاریاب های موفق سعی در جذب شما خواهند داشت اما آیا همه بازاریاب های شبکه ای به درآمدهای میلیونی دست می یابند؟ بیایید به آمارهای جهانی نگاهی بیاندازیم (آمار ها از سایت Wikipedia و Economist نقل شده اند):

تنها ۱۰ درصد فروشندگان شرکت Amway’s (از قدیمی ترین و بزرگترین شرکت های مبتنی بر بازاریابی شبکه ای در آمریکا و جهان) در انگلستان موفق شده اند درآمدی کسب کنند.
از ۳۳۰۰۰ فروشنده مورد بررسی از شرکت Amway’s تنها ۹۰ نفر موفق به کسب درآمد در حد متوسط جامعه شده بودند؛ که نشان دهنده ۹۹٫۷ درصد عدم موفقیت است.
در سال ۲۰۰۷ تنها ۱ درصد از فروشندگان شرکت Mona Vie’s موفق به دربافت سود شده بودند.
در سال ۹۸ درآمد سالانه ۹۰ درصد از بازاریاب ها در امریکا از ۵۰۰۰ دلاردر سال کمتر بود که با درآمد حداقلی برای زندگی تفاوت فاحشی دارد.
در سال ۲۰۱۰ درآمد ۸۴ درصد از فروشندگان شبکه Fortune در آمریکا از ۶۰۰۰ دلار در سال کمتر بود و ۳۰ درصد کل فروشندگان هیچ درآمدی نداشتند.
تنها ۰٫۱۴ درصد از میان ۲٫۷ میلیون فروشنده شرکت Herbalife (از شرکت های بزرگ مبتنی بر بازاریابی شبکه ای آمریکایی) توانسته اند درآمد بالای ۲۰ هزار دلار در سال داشته باشند (این درآمد در آمریکا به مراتب از خط فقر کمتر است!) و ۹۳ درصد از فروشندگان هیچ سودی از محل فروش دریافت نکرده اند.

آمارهای بالا هرچندحکم به عدم موفقیت قطعی همه بازاریاب ها نمی دهند اما نشان می دهند که نمی توان برای همه بازاریاب های شرکت درآمدهای هنگفت ماهیانه را متصور بود. در شرکت های بازاریابی گرچه سران شبکه و اعضای با سابقه که تعداد زیادی زیر مجموعه دارند درآمدهای عالی دارند اما درآمدهای فوق العاده با کار راحت برای همه اعضا به ویژه اعضایی که دیر به شبکه پیوسته اند، چندان منطقی به نظر نمی رسد.

جوانان ساده و کم تجربه نمی‌دانند که در عمل هیچگاه این اتفاقات نخواهد افتاد و آنان دائما باید از شرکت خرید کنند و ضرر پشت ضرر؛ چرا که اگر این موارد اتفاق افتاده بود تا به حال تمام ایرانیان وارد این شغل شده بودند و بازاریابی شبکه‌ای خیلی پیش از این‌ها اشباع شده بود و به قول معروف مانند بمب صدا می‌کرد.
پس از اینکه شخص با شنیدن دلایل فوق مجاب شد تا وارد این کار شود بدبختی‌های وی تازه آغاز می‌شود. او باید بنده لیدرهایش بشود و مطیع بی چون و چرای آنان؛ چراکه به او تلقین شده است فقط در صورت فرمانبرداری از بالا دستی‌هایش ثروتمند خواهد شد. پس او برده فکری لیدرهایش می‌شود.
جالب اینجاست که در همان جلسه اول برای پرزنت شدن، گاها به او تاکید می‌شود که تا مدتی هیچ احد الناسی حتی خانواده‌اش نباید از کارهای او مطلع شوند تا اینکه او کاملا جا بیفتد (معتاد آن کار شده باشد.) . اگر خواستی کسی را به عنوان زیرمجموعه وارد سیستم کنید هیچگاه خودتان درباره نحوه کار و شرایط آن توضیح ندهید و به کلاس آموزشی بیاورید تا لیدرها به آنها توضیح دهند و قانع کنند. از دیگر تلقین‌های لیدرها این است که هرکسی که مانع از کار کردن تو بشود، ابتدا قانعش کن و اگر نتوانستی، بدان که او دشمن تو است و خیر تو را نمی‌خواهد. حتی اگر با مخالفت پدر و مادرت مواجه شدی از خانه بیرون بزن و تا مدتی هم بازنگرد! دلیل آن هم این است که آنها با استفاده از تکنیک‌های روانشناسی به فرد میگویند: “ما هم اولش مثل تو بودیم. حتی چند شب توی پارک خوابیدیم. ولی بالاخره موفق شدیم و حالا هم بسیار پولدار و از کرده خود خوشحالیم.” یا اینکه ” من خودم درآمد بالایی داشتم مثلا کارمند شرکت بزرگ یا سازمانی بودم یا کار املاک داشتم و بساز و بفروش بودم ولی الان اومدم تو این کار ” و … ؛ کلا از این دست صحبتها زیاد است.
از دیگر معضلات بازاریابی شبکه‌ای این است که فرد تازه کار برای تیم سازی سراغ معتمدترین افراد اطرافش می‌رود و با توجه به صحبت‌های لیدرهایش، اگر با پاسخ منفی آنان مواجه شود رابطه اش را با آنان قطع و یا کم رنگ می‌کند. چه دوستی‌هایی که به خاطر این کار از بین نرفته است.

جوانانی که در پارکها و دفاتر رویای ثروتمند شدن را دارند!

پس از نخستین جلسه معارفه که در شرکت برگزار می‌شود مابقی جلسات و کلاس‌های آموزش فروش و اطلاعات محصول در پارک‌ها برگزار میشود! افرادی که با رویای پولدار شدن صبح تا شبِ خود را در پارک‌ها می‌گذرانند و روزانه دوستان و آشنایان خویش را به پارک می‌برند بلکه وارد تیمشان شوند و پورسانت بیشتری کسب کنند. البته باید عرض کنم بعضی از لیدرها دفاتری را اجاره می کنند تا کلاس کار خود را بالا ببرند، دفاتری که عموما زیاد شیک نیست و اکثرا قدیمی است و هر از گاهی به بهانه های مختلف محل دفاتر را تغییر می دهند. دفاتری دارای چهار عدد صندلی، یک وایت برد و یک لپ تاپ برای نمایش کلیپ و اسلاید که طبیعتا شلوغ و مملو از دختران و پسرانی که با رویای پولدار شدن به این اماکن تردد می کنند.
افراد از لحاظ فکری چنان تحت تاثیر قرار می‌گیرند که غالبا به این نتیجه میرسند که برای رسیدن هرچه زودتر به ثروت، باید روز به روز بیشتر وقت بگذارند. پس به توصیه لیدرها تحصیل را کنار گذاشته و حتی از شغل خویش نیز دست می‌شکند.

مسائل قانونی

از سال ۱۳۹۰ در ایران شرکت های بازاریابی شبکه ای با مجوز رسمی وزارت صنعت شروع به کار کرده اند، هم اکنون نیز ۱۱ شرکت با مجوز در این زمینه کار می کنند. فعالیت های هرمی در اکثر کشورهای جهان غیر قانونی تلقی می شود ولی به واسطه تفاوت شرکت های بازاریابی شبکه ای با هرمی این فعالیت در برخی کشورها قانونی است. اما با این حال بازاریابی شبکه ای همواره محل انتقاد مراجع قانونی و اقتصادی بوده است.
در سال ۱۹۹۸ فعالیت بازاریابی شبکه ای در خاک چین ممنوع شد. در ایالات متحده نیز سازمان تجارت فدرال FTC همواره با شک و بدبینی به شرکت های بازاریابی شبکه ای نگریسته است: برنامه های شبکه ای که برای جذب فروشنده های جدید به شما پورسانت پرداخت می کنند غیر قانونی و هرمی هستند: چرا شرکت های هرمی خطرناک هستند: زیرا این برنامه ناگزیر وقتی شخص جدیدی برای استخدام نباشد فرو می پاشد و وقتی برنامه فرو بریزد غیر از افراد بالایی هرم دیگران دست خالی باقی می مانند. FTC در جایی دیگر بیان می کند که تمام برنامه های بازاریابی شبکه ای قانونی نیستند، برخی تنها سرپوشی بر برنامه های هرمی هستند، در کل بهتر است در برنامه ای که حقوق شما به جای فروش خودتان به تعداد زیرمجموعه های شما بستگی دارد وارد نشوید.

تئوری و تفکری که بوی کفر می‌دهد

مهمترین تلقینی که در نتورک مارکتینک صورت میپذیرد این است که به هرچه فکر کنیم همان خواهد شد. اما ایراد این تئوری نادیده گرفته شدن خداوند است. گویا پروردگار هیچ کاره است و هرآنچه که اراده ما است محقق خواهد شد و این یعنی اراده انسان در عرض اراده خداوند است؛ حال آنکه طبق آموزه‌های دینی و حجت عقل، اراده آدمیزاد در طول اراده خداوند است.

وقتی اشخاص در مقابل مراجع تقلید هم موضع میگیرند!

هیچکدام از مراجع تقلید با فروش مستقیم (یعنی شخص از شرکت خرید کند و به ازای آن خرید فقط و فقط خودش پورسانت بگیرد) مشکلی ندارند و آن را کاملا حلال میدانند اما در مورد فروش شبکه‌ای اینچنین نیست و تمامی مراجع، از جمله امام خامنه‌ای، آن را حرام می‌دانند. نظر مقام معظم رهبری در این باره به شکل زیر است:
به طور کلى بازاریابى شبکه‌اى صورت شرعی ندارد و این قبیل موارد باید بر اساس قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و مورد تأیید شورای محترم نگهبان باشد و در صورت نبود قانون هم لازم است از طریق مجاری قانونی اقدام شود، کسب درآمد از این طریق اشکال دارد.
با اینکه مراجع تقلید که پیروی از ایشان بر هر مسلمانی واجب است، اما از طرف لیدرهای شرکت‌های هرمی بی سواد خوانده می‌شوند. دلیل آنان نیز این است که معتقدند چون در پرزنت کردن و راهنمایی فرد زیرمجموعه نقش داشته‌اند و خریداری دیگر به شرکت معرفی کرده‌اند پس حق دارند مادامی که زیرمجموعه از شرکت خریدی انجام دهد درصدی را به صورت پورسانت اخذ نمایند.
حال سوال اساسی اینجاست که چرا با وجود فتواهای مراجع تقلید و آیت الله خامنه‌ای، مبنی بر حرام بودن سود حاصل از فروش شبکه‌ای، وزارت صنعت و معدن به این نوع از شرکت‌ها مجوز داده است و چرا اقدام به باطل کردن مجوز ایشان و اعلام غیرقانونی بودن فعالیت‌های آنان نمی‌کند؟

چرا دولت در این زمنیه منفعلانه عمل می‌کند و اجازه فعالیت به این شرکت‌ها می دهد؟

باید عرض کنم از سالها پیش که شرکتهای هرمی مانند مای سون، گلدکوئست، کیوکوئست و … در ایران نفوذ و شروع به فعالیت کردند پولهای کلانی از کشور خارج شد، سرشاخه های اصلی و رده بالا که آورنده ی چنین سیستم هایی به کشور بودند بسیار سود کردند و افرادی که رده های پایین تر این ساختار بودن متضرر شدند و پول و سرمایه شان را از دست دادند و زندگی آنها به مخاطره افتاد. به مرور شکل گیری و ورود سیستمهای هرمی در ایران یکی پس از دیگری زیاد شد و دولت چنین دفاتری را پلمپ کرد و افرادی را دستگیر کرد (هرچند هنوز هم به عناوین مختلف در حال فعالیت هستند)، با این وجود آنچنان موفق نبود؛ به همین دلیل دولت به این فکر افتاد که چرا باید شرکتهای خارجی چنین فعالیتی در کشور بکنند و سرمایه و ارز از کشور منتقل شود! چرا خودمان این کار را انجام ندهیم! این شد که به فکر راه اندازی این سیستم در داخل کشور افتادند. اما مساله اینجا بود که خودشان با چنین سیستمهای مخالف بودند و به مردم در این باره هشدار می دادند، چاره این شد که قوانین برای این کار وضع کردند و ساختار آن را تغییر دادند، به عنوان مثال: افراد برای عضویت نباید پولی پرداخت کنند – محصولات باید تولید داخل باشند – یک محصول نباید چندین بار به فروش برسد – درآمد شرکتها از فروش محصول و پرداختی به زیرمجموعه ها مشخص و ثبت شده باشد – مالیات و ارزش افزوده پرداخت شود و … . همچنین این کار باعث رونق تولیدات داخل، اشتغال زایی مردم و جلوگیری از خروج ارز از کشور خواهد شد که متاسفانه این عمل بیشتر یک رویاست و سرابی بیش نیست.

نتیجه گیری

علت اصلی روی آوردن مردم به این شغل‌های کاذب، بیکاری و تنگدستی و همچنین ناآگاهی است. اگر دولت و سایر نهادهای ذیصلاح در اشتغال جوانان تلاش بیشتری کنند و وزارت صنعت و معدن و رسانه ملی اقدام به آگاه سازی مردم نمایند شاهد به وجود آمدن چنین مشاغل کاذب و ناکارآمدی نخواهیم بود.

ارسال دیدگاه